تبلیغات
هیئت ورزش و جوانان روستای گنبذ - مطالب مذهبی

هیئت ورزش و جوانان روستای گنبذ - مطالب مذهبی

امر به ورزش امر به معروف است. (مقام معظم رهبری)

امر به ورزش امر به معروف است. (مقام معظم رهبری)

هیئت ورزش و جوانان روستای گنبذ - مطالب مذهبی امر به ورزش امر به معروف است. (مقام معظم رهبری)



طبقه بندی: اطلاع رسانی،  مذهبی،  فرهنگی، 

تاریخ : شنبه 22 آبان 1395 | 06:49 ب.ظ | نویسنده : کاظم علیزاده | نظرات
ان الحسین مصباح الهدی وسفینه النجاه
 همزمان با فرا رسیدن اربعین حسینی هیئت تعزیه خوانی قاسم ابن الحسن روستای جنبذ همچون سالهای گذشته با مشارکت تعزیه خوانان شهرستان سبزوار  به مدت سه روز ( 28 تا 30 آبان ماه ) مراسم تعزیه خوانی برگزار می نماید علاقمندان می توانند در این مراسم مذهبی آیینی شرکت نمایند. 



طبقه بندی: فرهنگی،  مذهبی، 

تاریخ : دوشنبه 17 آبان 1395 | 08:33 ب.ظ | نویسنده : کاظم علیزاده | نظرات

شهادت حضرت رقیه,نحوه شهادت حضرت رقیه(س),زندگی نامه حضرت رقیه (س)

 عمه، بابایم کجاست؟
اسارت دشوار و یتیمی دردی عمیق است. یک سه ساله، چگونه می تواند تمام رنجِ تشنگی و زخم تازیانه اسارت و از آن بدتر، درد یتیمی را به جان بخرد، آن هم قلب کوچکِ سه ساله ای که تپیدن را از ضربانِ قلب پدر آموخته و شبی را بی نوازش او به صبح نرسانده است. امّا... امّا او رقیه حسین است و بزرگی را هم از او به ارث برده است. رقیه پس از عاشورا، پدر را از عمه سراغ می گیرد و لحظه ای آرام ندارد، با نگاه های کنجکاوش از هر سو ـ تمام عشقش ـ پدرش را می جوید و سکوتِ عمه، سؤال او را بی جواب می گذارد و او باز هم می پرسد: «عمه، بابایم کجاست؟...»


لحظه های بی قرار
این جا خرابه های شام، منزل گاه اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است. رقیه با اسیران دیگر وارد خرابه می شوند، اما دیگر تاب دوری ندارد. پریشان در جست و جوی پدر است. امشب رقیه، فقط پدر و نوازش های پدر را می خواهد. امشب رقیه علیهاالسلام است و عمه، امشب رقیه علیه السلام است و سر بابا، امشب ملائک آسمان از غم دختر حسین علیه السلام در جوش و خروشند، امشب شب وداع رقیه علیهاالسلام و زینب علیهاالسلام است. او در آغوش عمه، بوی پدر را به یاد می آورد و دستان پر مهر او را احساس می کرد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی،  مذهبی، 

تاریخ : شنبه 15 آبان 1395 | 07:00 ق.ظ | نویسنده : کاظم علیزاده | نظرات

روز هفتم محرم, شهادت حضرت علی‌اصغر, شهادت علی‌اصغر

روز هفتم محرم
در این روز عبدالله بن زیاد نامه‏ اى به نزد عمربن سعد فرستاد و به او دستور داد تا با سپاهیان خود بین امام حسین و اصحابش و آب فرات فاصله ایجاد كرده و اجازه نوشیدن حتى قطره‏اى آب را به امام ندهد، همانگونه كه از دادن آب به عثمان بن عفان خوددارى شد!!(53)

عمربن سعد نیز فوراً عمر بن حجاج را با پانصد سوار در كنار شریعه فرات مستقر كرد و مانع دسترسى امام حسین و یارانش به آب شدند، و این رفتار غیر انسانى سه روز قبل از شهادت امام حسین علیه‏السلام صورت گرفت. در این هنگام مردى به نام عبدالله بن حصین ازدى كه از قبیله بجیله بود فریاد برداشت كه: اى حسین! این آب را دیگر بسان رنگ آسمانى نخواهى دید! به خدا سوگند كه قطره‏اى از آن را نخواهى آشامید تا از عطش جان دهى!

امام حسین علیه‏السلام فرمود: خدایا او را از تشنگى بكش و هرگز او را مشمول رحمت خود قرار مده!

حمید بن مسلم مى‏گوید: به خدا سوگند كه پس از این گفتگو به دیدار او رفتم در حالى كه بیمار بود، قسم به آن خدایى كه جز او پروردگارى نیست، دیدم كه عبدالله بن حصین آنقدر آب مى‏آشامید تا شكمش بالا مى‏آمد، و آن را بالا مى‏آورد! و باز فریاد مى‏زد: العطش! باز آب مى‏خورد تا شكمش آماس مى‏كرد ولى سیراب نمى‌شد! و چنین بود تا جان داد.(54)



ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی،  مذهبی، 
برچسب ها: moharam95،  

تاریخ : یکشنبه 18 مهر 1395 | 11:24 ق.ظ | نویسنده : کاظم علیزاده | نظرات

 


شعر از علی اکبر لطیفیان

بهر حاجات اگر دست دعا برخیزد

دلبری هست به هر حال به پا برخیزد

لطف آقای خراسان ز همه بیشتر است

هر زمان از دلِ پُر درد صدا برخیزد



ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی،  مذهبی، 

تاریخ : شنبه 23 مرداد 1395 | 09:40 ق.ظ | نویسنده : فهیمه محمدزاده | نظرات

لحظه ها میل بندگی دارند

وقت ادعیه خوانی دل شد

چشم را باید اشک پاشی کرد

وقت خانه تکانی دل شد

**

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی،  مذهبی، 

تاریخ : دوشنبه 17 خرداد 1395 | 09:20 ق.ظ | نویسنده : کاظم علیزاده | نظرات

                                     چه انتظار عجیبی

تو بین منتظران هم

عزیز من چه غریبی !

عجیب تر آن که چه آسان

نبودنت شده عادت

چه بی خیال نشستیم

نه کوششی ، نه تلاشی

فقط نشسته و گفتیم :

خدا کند که بیایی



ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی،  مذهبی، 

تاریخ : شنبه 1 خرداد 1395 | 01:19 ب.ظ | نویسنده : کاظم علیزاده | نظرات
                                                  


طبقه بندی: مذهبی، 

تاریخ : دوشنبه 20 اردیبهشت 1395 | 10:13 ق.ظ | نویسنده : فهیمه محمدزاده | نظرات
نـام زینب در شـئون زندگی گـل می کنـد        در دل عشــاق ایجاد تحول می کنـد
مهدی زهرا که خود رمز توسل با خداست        در مقام ذکر با زین(س) توسل می کند
میلاد عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری و روز پرستار مبارک باد.




طبقه بندی: فرهنگی،  مذهبی، 

تاریخ : یکشنبه 25 بهمن 1394 | 07:49 ق.ظ | نویسنده : کاظم علیزاده | نظرات
به مناسبت فرارسیدن اربعین سرور و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) مراسم تعزیه خوانی به مدت سه روز در محل روستای جنبذ با حضور تعزیه خوانان مطرح شهرستانهای کاشمر و سبزوار برگزار میگردد . شروع اجرای این برنامه مذهبی دوشنبه 94/9/9 و سه شنبه 94/9/10 ساعت 1 بعد از ظهر و چهارشنبه مصادف با اربعین از ساعت 8 صبح خواهد بود .



طبقه بندی: اطلاع رسانی،  مذهبی، 

تاریخ : سه شنبه 3 آذر 1394 | 08:48 ق.ظ | نویسنده : کاظم علیزاده | نظرات

یاحبیب الباکین

غزلی نذر حضرت ماه از طوفان واژه ها 

حمیدرضا برقعی

مشک برداشت که سیراب کند دریا را

رفت تا تشنگی اش آب کند دریا را

آب روشن شد و عکس قمر افتاد درآب

ماه می خواست که مهتاب کند دریا را

کوفه شد، علقمه شق القمری دیگر دید

ماه افتاد که محراب کند دریا را

تا خجالت بکشد،سرخ شود چهرهء آب

زخم می خورد که خوناب کند دریا را

ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس

تا در آغوش خودش خواب کند دریا را

آب مهریهء گل بود والا خورشید

در توان داشت که مرداب کند دریا را

 

روی دست تو ندیده است کسی دریا دل

چون خدا خواست که نایاب کند دریا را

التماس دعـــــــــــــــــــــــــــا





طبقه بندی: مذهبی،  فرهنگی، 

تاریخ : پنجشنبه 30 مهر 1394 | 12:50 ب.ظ | نویسنده : فهیمه محمدزاده | نظرات

به گزارش روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، اداره کل امور فرهنگی نهاد همزمان با فرا رسیدن ماه محرم و نزدیک شدن به ایام سوگواری تاسوعا و عاشورای حسینی با انتشار پوستری در قالب طرح «این چند کتاب» دوازده عنوان کتاب مرتبط با این ایام را منتشر کرده است که علاقه‌مندان می توانند با مراجعه به کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور این کتاب‌ها را امانت گرفته و مطالعه کنند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی،  مذهبی، 

تاریخ : دوشنبه 27 مهر 1394 | 08:20 ق.ظ | نویسنده : کاظم علیزاده | نظرات
   



آمدُم که بُگُم گدا نِمِخی؟ 
یا که اصلاً غلام سیا نمخی؟

یک دفم به زبون ما تو بگو:
نوکرم! راستی کربلا نمخی؟

دورم از کربلا، بابام مگه که
نکنه از امام رضا نمخی!



ادامه مطلب

طبقه بندی: مذهبی، 

تاریخ : سه شنبه 3 شهریور 1394 | 08:49 ق.ظ | نویسنده : کاظم علیزاده | نظرات
سفره خالی

یاد دارم در غروبی سرد سرد

می گذشت از کوچه ما دوره گرد

 داد می زد: کهنه قالی می خرم

دسته دوم جنس عالی می خرم

 کوزه و ظرف سفالی می خرم

گر نداری شیشه خالی می خرم

ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی،  مذهبی، 

تاریخ : چهارشنبه 27 خرداد 1394 | 10:46 ب.ظ | نویسنده : کاظم علیزاده | نظرات

روز ششم
1. در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد نامه‏ای برای عمر بن سعد فرستاد كه: من از نظر نیروی نظامی اعم از سواره و پیاده تو را تجهیز كرده‏ام. توجه داشته باش كه هر روز و هر شب گزارش كار تو را برای من می‏فرستند.
2. در این روز "حبیب بن مظاهر اسدی" به امام حسین علیه‏السلام عرض كرد: یابن رسول اللّه‏! در این نزدیكی طائفه‏ای از بنی اسد سكونت دارند كه اگر اجازه دهی من به نزد آنها بروم و آنها را به سوی شما دعوت نمایم.
امام علیه‏السلام اجازه دادند و حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت: بهترین ارمغان را برایتان آورده‏ام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت می‏كنم، او یارانی دارد كه هر یك از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند نمود. عمر بن سعد او را با لشكری انبوه محاصره كرده است، چون شما قوم و عشیره من هستید، شما را به این راه خیر دعوت می‏نمایم... .
در این هنگام مردی از بنی‏اسد كه او را "عبداللّه‏ بن بشیر" می‏نامیدند برخاست و گفت: من اولین كسی هستم كه این دعوت را اجابت می‏كنم و سپس رجزی حماسی خواند:
قَدْ عَلِمَ الْقَومُ اِذ تَواكلوُا وَاَحْجَمَ الْفُرْسانُ تَثاقَلُوا
اَنِّی شجاعٌ بَطَلٌ مُقاتِلٌ كَاَنَّنِی لَیثُ عَرِینٍ باسِلٌ
"حقیقتا این گروه آگاهند ـ در هنگامی كه آماده پیكار شوند و هنگامی كه سواران از سنگینی و شدت امر بهراسند، ـ كه من [رزمنده‏ای] شجاع، دلاور و جنگاورم، گویا همانند شیر بیشه‏ام."
سپس مردان قبیله كه تعدادشان به 90 نفر می‏رسید برخاستند و برای یاری امام حسین علیه‏السلام حركت كردند. در این میان مردی مخفیانه عمر بن سعد را آگاه كرد و او مردی بنام "ازْرَق" را با 400 سوار به سویشان فرستاد. آنان در میان راه با یكدیگر درگیر شدند، در حالی كه فاصله چندانی با امام حسین علیه‏السلام نداشتند. هنگامی كه یاران بنی‏اسد دانستند تاب مقاومت ندارند، در تاریكی شب پراكنده شدند و به قبیله خود بازگشتند و شبانه از محل خود كوچ كردند كه مبادا عمر بن سعد بر آنان بتازد.
حبیب بن مظاهر به خدمت امام علیه‏السلام آمد و جریان را بازگو كرد. امام علیه‏السلام فرمودند: "لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه‏ِ"


امام حسین(ع) می فرمایند:

إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیکم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکم فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ


نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید.

منبع سایت شهید آوینی




طبقه بندی: مذهبی، 

تاریخ : جمعه 9 آبان 1393 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : فهیمه محمدزاده | نظرات
روز پنجم
1. در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد، شخصی بنام "شبث بن ربعی" را به همراه یك هزار نفر به طرف كربلا گسیل داد.
2. عبیداللّه‏ بن زیاد در این روز دستور داد تا شخصی بنام "زجر بن قیس" بر سر راه كربلا بایستد و هر كسی را كه قصد یاری امام حسین علیه‏السلام داشته و بخواهد به سپاه امام علیه‏السلام ملحق شود، به قتل برساند. همراهان این مرد 500 نفر بودند.
3. در این روز با توجه به تمام محدودیتهایی كه برای نپیوستن كسی به سپاه امام حسین علیه‏السلام صورت گرفت، مردی به نام "عامر بن ابی سلامه" خود را به امام علیه‏السلام رساند و سرانجام در كربلا در روز عاشورا به شهادت رسید.


امام حسین (ع) می فرمایند:

من اَحبک نهاک و من اَبغضک اَغراک.


کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند.

منبع : سایت شهید آوینی

 


طبقه بندی: مذهبی، 

تاریخ : پنجشنبه 8 آبان 1393 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : فهیمه محمدزاده | نظرات
 
روز چهارم
در روز چهارم محرم، عبیداللّه‏ بن زیاد مردم كوفه را در مسجد جمع كرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شركت در جنگ با امام حسین علیه‏السلام تشویق و ترغیب نمود.
به دنبال آن 13 هزار نفر در قالب 4 گروه كه عبارت بودند از:
1. شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛
2. یزید بن ركاب كلبی با دو هزار نفر؛
3. حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛
4. مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛
به سپاه عمر بن سعد پیوستند.بهم پیوستن نیروهای فوق از این روز تا روز عاشورا بوده است.

امام حسین (ع) می فرمایند:

مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَةِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ


آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.

منبع:سایت شهید آوینی





طبقه بندی: مذهبی، 

تاریخ : چهارشنبه 7 آبان 1393 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : فهیمه محمدزاده | نظرات
روز سوم
1. "عمر بن سعد" یك روز پس از ورود امام علیه‏السلام به سرزمین كربلا یعنی روز سوّم محرم با چهار هزار سپاهی از اهل كوفه وارد كربلا شد.

2. امام حسین علیه‏السلام قسمتی از زمین كربلا كه قبر مطهرش در آن واقع می‏شد را از اهالی نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریداری كرد و با آنها شرط كرد كه مردم را برای زیارت راهنمایی نموده و زوّار او را تا سه روز میهمان كنند.

3. در این روز "عمر بن سعد" مردی بنام "كثیر بن عبداللّه‏" ـ كه مرد گستاخی بود ـ را نزد امام علیه‏السلام فرستاد تا پیغام او را به حضرت برساند. كثیر بن عبداللّه‏ به عمر بن سعد گفت: اگر بخواهید در همین ملاقات حسین را به قتل برسانم؛ ولی عمر نپذیرفت و گفت: فعلاً چنین قصدی نداریم.
هنگامی كه وی نزدیك خیام رسید، "ابو ثمامه صیداوی" (همان مردی كه ظهر عاشورا نماز را به یاد آورد و حضرت او را دعا كرد) نزد امام حسین علیه‏السلام بود. همین‏كه او را دید رو به امام عرض كرد: این شخص كه می‏آید، بدترین مردم روی زمین است. پس سراسیمه جلو آمد و گفت: شمشیرت را بگذار و نزد امام حسین علیه‏السلام برو. گفت: هرگز چنین نمی‏كنم.
ابوثمامه گفت: پس دست من روی شمشیرت باشد تا پیامت را ابلاغ كنی. گفت: هرگز! ابوثمامه گفت: پیغامت را به من بسپار تا برای امام ببرم، تو مرد زشت‏كاری هستی و من نمی‏گذارم بر امام وارد شوی. او قبول نكرد، برگشت و ماجرا را برای ابن سعد بازگو كرد. سرانجام عمر بن سعد با فرستادن پیكی دیگر از امام پرسید: برای چه به اینجا آمده‏ای؟ حضرت در جواب فرمود:
"مردم كوفه مرا دعوت كرده‏اند و پیمان بسته‏اند، بسوی كوفه می‏روم و اگر خوش ندارید بازمی‏گردم... .

امام حسین (ع) می فرمایند:

أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء


عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند.



منبع سایت شهید آوینی


طبقه بندی: مذهبی، 

تاریخ : سه شنبه 6 آبان 1393 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : فهیمه محمدزاده | نظرات
روز دوم

1. امام حسین علیه ‏السلام در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری به كربلا وارد شد. عالم بزرگوار "سید بن طاووس" نقل كرده است كه: امام علیه‏السلام چون به كربلا رسید، پرسید: نام این سرزمین چیست؟ همینكه نام كربلا را شنید فرمود: این مكان جای فرود آمدن ما و محل ریختن خون ما و جایگاه قبور ماست. این خبر را جدم رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله به من داده است.

2. در این روز "حر بن یزید ریاحی" ضمن نامه‏ای "عبیداللّه‏ بن زیاد" را از ورود امام علیه‏السلام به كربلا آگاه نمود.

3. در این روز امام علیه‏السلام به اهل كوفه نامه‏ای نوشت و گروهی از بزرگان كوفه ـ كه مورد اعتماد حضرت بودند ـ را از حضور خود در كربلا آگاه كرد. حضرت نامه را به "قیس بن مسهّر" دادند تا عازم كوفه شود. اما ستمگران پلید این سفیر جوانمرد امام علیه‏السلام را دستگیر كرده و به شهادت رساندند. زمانی كه خبر شهادت قیس به امام علیه‏السلام رسید، حضرت گریست و اشك بر گونه مباركش جاری شد و فرمود:
"اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدكَ مَنْزِلاً كَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِكَ، اِنَّكَ عَلی كُلِّ شَیی‏ءٍ قَدیرٌ؛
خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع كن، كه تو بر انجام هر كاری توانایی."

امام حسین (ع) می فرمایند:

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب

 
جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد
.

منبع سایت شهید آوینی





طبقه بندی: مذهبی،  فرهنگی، 

تاریخ : دوشنبه 5 آبان 1393 | 01:01 ق.ظ | نویسنده : فهیمه محمدزاده | نظرات
 




طبقه بندی: اطلاع رسانی،  فرهنگی،  مذهبی، 

تاریخ : یکشنبه 4 آبان 1393 | 06:56 ب.ظ | نویسنده : کاظم علیزاده | نظرات
تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.