تبلیغات
هیئت ورزش و جوانان روستای گنبذ - تبریک به مجاهدین خستگی ناپذیر

هیئت ورزش و جوانان روستای گنبذ - تبریک به مجاهدین خستگی ناپذیر

امر به ورزش امر به معروف است. (مقام معظم رهبری)

امر به ورزش امر به معروف است. (مقام معظم رهبری)

هیئت ورزش و جوانان روستای گنبذ - تبریک به مجاهدین خستگی ناپذیر امر به ورزش امر به معروف است. (مقام معظم رهبری)

«اگر روزی اسراء برگشتند و من نبودم، سلام مرا به آنها برسانید و بگویید خمینی در فکرتان بود» امام خمینی(ره)

26 مرداد 1369 خاک پاک میهن اسلامی شاهد و میزبان قدوم عزیزانی بود که از جان گران سنگشان در راه حفظ ناموس و وطن مایه گذاشتند و با تحمل رنج زندانهای مخوف رژیم بعثی عراق رشادت و از خودگذشتگی را به حد اعلا رساندند.

در این روز عزیزانی که در بدو ورودشان به میهن سرافراز بوسه بر خاک وطن زدند و اشک شوق ریختند هر چند فقدان امام و مقتدایشان روح ا... زمان  شیرینی بازگشتشان به وطن را اندکی کاست ولیکن حس غروری که از پیروزی بر دشمن دد منش داشتند با استقبال گرم و بی سابقه قدرشناسان و منتظران عجین شد و تصویری دیدنی و به یاد ماندنی یر جای گذاشت.

ورود آزادگان سرافراز سراسر میهن را غرق در شادی و شعف نمود و مردم حس و حال وصف ناپذیری داشتند . انگار همه عضو یک خانواده بودند و هر عزیزی که پای به وطن میگذاشت فرزندشان بود و خالصانه قدر شناسی مینمودند.

دهه پنجاه و شصتی ها حس و حال آنروزها را بهتر به  یاد دارند و در فضای روستای کوچک ما (جنبذ) هم که از این کاروان سرفرازان سهمی شایسته داشت  مدتها  خوف و رجا حاکم بود . 

سالهای پایانی دهه شصت اگر چه بوی باروتش کمتر شده بود ولی محرومیت ناشی از جنگ هشت ساله خودنمایی می کرد و امکانات رسانه ای روستاها در حد صفر بود . آنروزها تعداد تلویزیون هایی که به مدد موتور برق های پر سر و صدا ساعاتی محدود دایر بودند به زحمت به عدد انگشتان یک دست می رسید و اگر کسی تصویر آزاده ای را در میان انبوه رزمندگانی که به سرعت از قاب شیشه ای تلویزین می گذشتند رویت میکرد دچار تردید برزگی می شد و بر سر دو راهی قرار میگرفت که آیا این موضوع را علنی نماید یا آن را کتمان نماید زیرا بیم آن می رفت که تصویر لحظه ای که از مقابل چشمانش گذشته است یک تشابه نباشد و بی جهت پدر و مادر و همسر و خاندانی را امیدوار ننماید و از طرفی کتمان خبر نیز به همان اندازه ناخوشایند بود زیرا هر خبر خوب و موثقی که می رسید جان تازه ای به اهل روستا و خصوصا نزدیکان آزاده عزیز می بخشید.

یادم هست مرحوم زین العابدین شجاعی پدر آزاده سرافراز کهن دیار جنبذ با یک رادیو کوچک که با چند عدد باطری قلمی (قوه) کار میکرد روزگار میگذراند و این رادیو همدم و همراه ایشان بود .

همواره رادیو کوچکش را که گاه صدایش به سختی شنیده می شد (به علت ضعیف شدن باطری )به گوشش می چسباند و اخبار را رصد می کرد تا بلکه خبری از پسرش برسد .

یادم هست روزی که خبر رسید امیر شحاعی و شیرزاد عبدی(آزاده روستای همجوار) جز آزادگانی هستند که به زودی به وطن باز میگردند چه شور و شوقی روستا را فراگرفته بود  همگان خودجوش در تدارک با شکوه ترین استقبال بودند و یادشان رفته بود و برایشان فرقی  هم نمیکرد که امیر پسر کی هست و نسبی و سببی با آنها دارد یا خیر همه او را پسر جنبذ می دانستند و افتخار میهن و روستا . همه او را پرچمدار کهن دیارشان در خیل عظیم سرفرازان اسارت می دانستند و از این بابت در پوستشان نمی گنجیدند.

روز موعود فرا رسید و همگان سواره و پیاده فاصله پنج کیلومتری حنبذ تا عزیزآباد را پیمودند تا به استقبال بروند و از ورودی روستای عزیز آباد هر دو آزاده عزیز را بر روی دست تا منزل پدری آقای عبدی می بردند و خوب یادشان بود که ایران عزیز این اقتدار و امنیت را مدیون خون شهیدانی است که همچون امام و مقتدایشان شاهد بازگشت همرزمانشان به وطن هستند.

پس از  اندکی توقف کاروان استقبال کنندگان رهسپار روستای جنبذ شدند و از حدود یه کیلومتر مانده به روستا اندک وسایل نقلیه متوقف شدند و آزاده افتخار آفرینشان را روی دست می بردند و قدم به قدم گوسفندی قربانی می شد و صحنه ای زیبا به تصویر کشیده می شد.

حال و هوای آنروزها بسیار خاص بود و توصیف احساس مردم آن زمان در توان من حقیر و این کلمات نیست و دهه پنچاه و شصتی ها که جوانان و نوجوانان آنروزهای انقلاب بودند به خوبی حس و حال آنروزها را در می یابند.

آنچه امروز می توان گفت تبریک به همه آزادگان ایران اسلامی بویژه آزاده دیروز و عضو شورای امروز روستایمان و آرزوی توفیق خدمت  نمودن به مردم قدر شناس و رنج کشیده دیارمان برای امیر شجاعی عزیز .

یادمان نرود از عزیزانی که رنج اسارت را به جان خریدند ولی شدت جراحات شکنجه های زندانهای مخوف عراق آنان را از دیدار دوباره وطن و خاندانشان محروم کرد و ان شا ا... خداوند اجر مضاعفی را که وعده مجاهدین نموده است نصیبشان نماید و به ما نیز توفیق پاسداری از  رشادت ها و آرمان های این عزیزان را عطا نماید.




طبقه بندی: فرهنگی، 

تاریخ : شنبه 25 مرداد 1393 | 11:21 ب.ظ | نویسنده : کاظم علیزاده | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.