تبلیغات
هیئت ورزش و جوانان روستای گنبذ - ما تشنگان قدرتیم نه شیفتگان خدمت

هیئت ورزش و جوانان روستای گنبذ - ما تشنگان قدرتیم نه شیفتگان خدمت

امر به ورزش امر به معروف است. (مقام معظم رهبری)

امر به ورزش امر به معروف است. (مقام معظم رهبری)

هیئت ورزش و جوانان روستای گنبذ - ما تشنگان قدرتیم نه شیفتگان خدمت امر به ورزش امر به معروف است. (مقام معظم رهبری)
روزها می گذرند و جوانان ولایتمدار بسیاری , لحظه شماری می کنند تا محرم از راه برسد مجلس عزای امام حسین بر پا شود و  در گوشه ای  از این مجلس با شکوه و سراسر حزن و اندوه بتوانند خدمتی به عزاداران واقعی حضرتش نمایند تا خود را بدین طریق سهیم در ثواب نمایند . اما اکنون که دومین روز از عاشورا حسینی گذشته  و معلوم نیست تا عاشورای سال بعد توفیق حضور به بسیاری داده شود یا خیر ولیکن برخوردها و اعمالی که از سوی مدعیانی که خود را حسینی مسلک می دانند باعث شده که  جمعی از عاشقان حسینی در خصوص حضور مجدد در جمع اینان به بهانه عزاداری برای سالار شهیدان مردد باشند .

ما  تشنگان قدرتیم  نه شیفتگان خدمت 

این جمله شاید در نگاه اول وارون نوشته شده باشد ولی شرح  حال بسیار کسانی است که با تزویر فراوان خود را خادم الحسین می نامند و با القاب و عناوین پر رنگ و لعاب چنان به هیئت عزاداران حسین (ع)   چسبیده اند که جدا کردنشان به سختی ممکن است . 

همانان که هر آنکه غیر خود را قاطی آدمیزاد نمیدانند و بی اذن شان آب خوردن هر کسی را حرام می دانند . همانان که به راحتی آتش زیر خاکستری را شعله ور می سازند و پیر و جوان , بی گناه و گناه کار را به جان هم می اندازند و خود به خلوتی می خزند که مبادا ترکشی از جنگ به پا شده نصیب خودشان شود . اینان خود را مسلمان تر  و ولایی تر از همه می پندارند غافل از اینکه  ماه همیشه پشت ابر باقی نمی ماند و روزی بالاخره همچون محرم امسال دستشان برای همگان رو می شود  و از پوستین بره بیرون می آیند و می شوند گرگ در لباس گرگ .

اینان همان کسانی هستند که به جوانان پاک دل و بی ریا انواع و اقسام انگ ها را بی هیچ ملاحظه ای می چسبانند و به تکیه ها , سقاخانه ها و نمادهایی که این جوانان برپا می کنند بدترین عناوین را نسبت می دهند و خود را وکیل ا... می خوانند به راحتی حکم بر بی لیاقتی و بی اصالتی این جوانان می دهند در حالیکه خود در تمام عمرشان نخودی در آش نینداخته اند و بجز چسبیدن به منبر و خوردن از سفره ای که دیگران (و همین جوانان )گسترانیده اند کاری نکرده اند .

به راستی حساب و کتابی در کار نیست که اینان چنین بی پروا قضاوت می کنند؟  و آن را در میان جمع بر زبان می آورند و حکم به بی دینی و لا ابالی گری جوانانی می دهند که برپایی ایستگاه صلواتی  توسط آنها  برای پذیرائی از عزاداران حسینی به گواه غریب به اتفاق اهالی بهترین  و بی ریاترین برنامه  انجام شده در دهه اول محرم بوده است .

از این که بگذریم به انحصار طلبی ناشی از جاه طلبی فراوان این خادم نماها می رسیم که اذان گفتن را نه یک فراخوان به سوی قرب و رستگاری  بلکه وسیله ای برای ابراز قدرت شان می پندارند  و هر آنکس غیر خودشان بانگ اذان سر دهد گوئی معصیتی کبیره و  نا بخشودنی مرتکب شده است که توبه اش نیز پذیرفته نیست .  این منتهای دیانت  خادم نماهای حسینی است همان حسینی که فلسفه قیامش نکته فراموش دعوی اینان است.

امسال برای نخستین بار هیئتی از ششتمد به پیشنهاد خودشان   و به پاس فعالیتهای فرهنگی جوانان به سرزمین پر بلای جنبذ پای گذاشت حرکتی که به گواه بسیاری  از صاحبان نظران در نوع خود بی نظیر بوده چرا که تا کنون نه تنها از ششتمد بلکه از سررود هم هیئتی به جنبذ نیامده (لا اقل من خلاف این مدعا را به خاطر نمی آورم) چه رسد به اینکه پیشنهاد این حرکت از سوی سرپرست هیئت ششتمد بوده باشد .

مراسم شب ششم محرم با احترام فراوان از سوی هر دو طرف برگزار شده است و کوچکترین هزینه ای (پذیرایی) صرف نشده و هر دو طرف راضی و مسرور از این حرکت به منزل خویش رهسپار شده اند اما نکته اینجا است خادم نماها که خود را نه تنها هیئت امنای مسجد , حسینیه ,  هیئت ,  که قیم مردم نیز می دانند در کمال وقاهت ادعا نمودند این مراسم بدون هماهنگی شان برگزار شده که ذکر چند نکته لازم می باشد : 

- هماهنگ کننده بلافاصاله پس از اعلام آمادگی هیئت ششتمد به احدی از این آقایان (شاکری ) تماس گرفته و مراتب را اطلاع رسانی کرده است و ایشان (شاکری ) منکر این اطلاع رسانی و پذیرفتن دعوت نیست . نتیجه اینکه این مراسم بدون هماهنگی انجام نشده است .
- در ساعاتی مانده به مراسم بحث منتفی نمودن مراسم توسط هماهنگ کننده مطرح شده که آقایان(بلالی و ترابی ) نپذیرفته اند .
- اگر فرض بی اطلاعی شان را بپذیریم به جرات می توان گفت اطلاق لفظ هیئت امنا بر اینان محل اشکال می باشد زیرا کمترین هماهنگی را باهم ندارند و یکی سنگ می زند و یکی واقعه می خواند .
- مطرح کردن این مطالب در شب یازدهم محرم و تحریک کردن جوانان به ایحاد درگیری از سوی پسر احدی از آقایان(شاکری) و احدی از اعضا(ترابی ) به جز ایجاد بلوا و به آتش کشیدن مجلس عزای امام حسین هیچ هدف دیگری را دنبال نمی نماید.

مخلص کلام اینکه ادعای اینان در بیان اینکه دعوت از هیئت از سوی هر کسی می بایست با هماهنگی ایشان انجام شود از پایه باطل  است زیر عدم کفایت اینان در سنوات گذشته نیز بر همگان اثبات شده و وجود نا هماهنگی این به ظاهر اعضا هیئت امنا موید بی کفایتی شان می باشد .و دیگر اینکه به جز ایجاد تنش و درگیری هیچ کارنامه قابل دفاعی ندارند.(رجوع شود به تعزیه معروف سال گذشته - جشن نیمه شعبان و خیمه آتش زدن سال گذشته و .....) 

و دیگر نکته اینکه تاریخ انقضای تعدادی از این قیم نماها دیر زمانی است که گذشته و بوی کپکشان از دور به مشام می رسد ولی دست کشیدن از مناصبشان و میدان دادن به جوانان خوش فکر و مستعد در قاموسشان نمی گنجد . و دیری نخواهد پائید که در اوج خفت رهسپار دوران بازنشتگی اجباری شان می شوند.

فلذا می توان در یک جمله گفت اینان  در پی نام و نانند و در رسیدن به آن از هیچ کوششی فرو گذار نمی نمایند و خدا و محرم و امام حسین(علیه السلام) نیز وسیله ای برای رسیدن به این  هدفشان می باشد .



طبقه بندی: اجتماعی، 

تاریخ : یکشنبه 26 آبان 1392 | 01:28 ب.ظ | نویسنده : کاظم علیزاده | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.