قشنگ کامکار در مصاحبه‌ای؛ از استاد محمدرضا لطفی همسر سابقش که حدود سی سال پیش از هم جدا شده بودند گفته بود و از احترام ویژه‌ای که برای استاد قائل بود. از یاد نکوی او و اینکه بعد از شنیدن خبر درگذشت استاد افسرده شده است. قشنگ کامکارها، رخشان بنی‌اعتمادها و جهانگیر کوثری‌ها و خیلی‌های دیگر که وارث اصالت و آنی هستند؛ سال‌هاست در رسانه ملی جایی ندارند. سهیل محمودی‌هایی که شعرهای پر از جوش‌وخروش و خون را با تمام وجود خود می‌خواندند و مخاطبان را به وجد می‌آوردند، رفته‌رفته به کنجی خزیدند.

رسانه ملی به‌جای دعوت از بیضایی‌ها، تقوایی‌ها، مشیری‌ها، سایه‌ها، شجریان‌ها و …، منتظر ماند تا یکی‌یکی این اساتید جلای وطن کنند؛ یا روی در نقاب خاک کشند و او با وقاحتی بی‌مانند حتی خبر درگذشت‌شان را هم اعلام نکند. رفته‌رفته به‌جای میهمان‌های استخوان‌دار و باسواد و پرمایه، مدعوین و کارشناسان من‌درآوردی و میان‌مایه، یکی‌یکی به شبکه‌های سیما گسیل شدند؛ تا عرصه از استادان جدید خالی نماند.